قلبم سرشار از عشق توست ، اما دستانم به اندازه ی حجم دستان تو خالیست
نفرین خدا کــنه که حســرت خوشـی بـه قلبــت بمــونــه یه بی وفــا مثل خودت ریشه هـات و بخشکونــه یکی باشه که هر نفـس آتیـش به جونـــت بــــزنه بهـــت خیانــت بکنـــــه زخـم زبــــونت بــــزنه کاشـــکی اونم بدونـــه که خوبــی بهــت نیــومده این همه خوبی آخـــرش چی به سر مـن اومـــده پشــت سرت هر جا بری نفریــن من بـه راهتـــه به اون چشـــــه دربــدرت به اون دلـه سیــــاهتـه همیـــن قـدم که خواستــــمت از ســــرتم زیــادیه فکر نکنی تو قلب من یه لحـــظه از تــو یـــادیه خیال نــکن به یادتـــم بدون که مُــــردی تــو دلـم خودت می دونی جای عشق نفرتو کاشتی تو دلـم واسه همــــیشه از دلم دیــگه مـی ذارمــت کنـــار تمـومـه بی وفاییــــــات از تــــو بمــون یادگــــار حالا که می ری یه نظرپشت سـرت راهـم بـــبین ببین که تنـــها نمی شم تنـــها تو باختی نازنــــین الهی هر کـی که رسیـــــد پا روی قلبـــت بـــذاره هرچی که با من می کنی یه روز به روزت بیاره آهــای رفیق نیمه راه آی تو که تنهایـــی مـی ری فقط یه نفرین می کنم تـــو اوج غـربــت بــمیری پ.ن:دو سال قبل چند روز مونده به روز مادر کاری که باعث شد تا ابد از تو متنفر بشم سوهان روحم چرا دست از سرم بر نمیداری؟ بالاجبار زندگی میکنم فقط برای شازده تا ابد بدرود نمیدونم کی دوباره برگردم و بنویسم برگشتم به سوهان روحم به خاطر شازده زجر خواهم کشید اما مادرم ........... بدرود
![]()


