تبليغاتX
ღ♥ღبانــــو و شازده کوچولوღ♥ღ - من از خود نیز بی خبرم از من مپرس قلبم کجاست/


ღ♥ღبانــــو و شازده کوچولوღ♥ღ

قلبم سرشار از عشق توست ، اما دستانم به اندازه ی حجم دستان تو خالیست

 

مترسک

تو مزرعه اسیری

اسیر این زمینی

ریشه ات توی خاک

.

.

.

آزادی کجایی

مترسک اسیره

دستاش به التماست

نگاهش به انتظارت

.

.

.

مترسک

چشمات چرا خیس شد دوباره

.

.

 مترسک

 کلاغها تنهایی تو  را فهمیدند

.

.

مترسک

عریانی از لحظات

(2)

 

 

آهای دیووانه با تو هستم

تو که غل و زنجیر به دستانت میباشد

تو که اسیر دیوارهای سفید تیمارستانی

آهای دیووانه

خنده ات برای چیست؟

خواندن این ترانه برای کیست؟

پشت حصارها

پشت آن میله های سرد

فریادت از برای چیست؟

تو محکومی

یک محکوم

 زنجیر ها را پاره کن

 

h

 (3)

پیانو

التماست برای چیست

دو ر می..........

انگشتام روی دکمه ها میرقصه

دو ر می......

این موسیقی رو پایان نیست

یه قطعه کلاسیک

تا کجا باید رفت

انگشتام خسته شد

دو ر می.....

یه قطعه دیگه ........

باز تکرار این تکرار نا تمام

 

¯¯¯¯

 

NOTE:دیشب واسطه فرستادی بعد از سالها شکستن بعد از این همه تنفر نه دیگه راهی برای بازگشت نیست یا برای همیشه برو یا بمیر تو عمرم فقط از تو متنفرم سوهان روحم

NOTE:سکون ثانیه ها را دوست دارم سالهاست تنهایی یارم بوده .لبهایم بدون لبهای تو و دستان خالی از دستان تو.میخوام من و تو وجود نداشته باشه.فاصله ها نباشه ما باشیم .فقط مــــا.........زمان رو نگه داریم

من هنوز عاشقم اما چگونه به او بگویم با فریاد یا با سکوت ......بهتره هرگز نفهمه عاشقم نیاد بخونه اشکام رو نبینه اگر فراموشم کرده پس حاشیه نشین میشم براش دعا میکنم اگر من شاد نیستم او همیشه سرمست خوشبختی باشد

                       

 

 ذهن من سالهاست در کماست طبیبم کو

نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/06ساعت 8:18 بعد از ظهر توسط ღ♥ღ بـــانو ღ♥ღ | |