قلبم سرشار از عشق توست ، اما دستانم به اندازه ی حجم دستان تو خالیست
پ.ن:شک اشک گریه عشق همه تقدیم تو باد محبوب من باز با توام بی تو نتوانم مسافر غریب خوش آمدی به یاد سالهای قبل خیر مقدم میگم همچنین دوستان گلم نبض خاطرات بهانه گلم و سیمرغ و ......
كه من بارها و هزاران بار
بيشاهد و شناسنامه
از شاديهاي كوچكم جدا شدهام
كه بارها و بارها بينام و نشان
اسناد تنهايي خويش را امضا كردهام
بيجوهر و مركبي
من چيزي براي هراس ندارم
وقتي رد پاهاي تو تا اتاق اضطراب من امتداد مييابد
كسي كه از دلاشوبهي ظلمت ميهراساني
گيسبريدهاي است كه سهمش از عبور فصلها
تنها هاشورهاي درهم و سياه است
زني كه ديروز در گوش چكاوك گفت
من عاشقم


