تبليغاتX
ღ♥ღبانــــو و شازده کوچولوღ♥ღ - هفت بار دور کعبه دلت میگردم پذیرایم باش


ღ♥ღبانــــو و شازده کوچولوღ♥ღ

قلبم سرشار از عشق توست ، اما دستانم به اندازه ی حجم دستان تو خالیست

تقدیم به کسی که روزگاری سیندرلای قلبش بودم رفت  تنهایم گذاشت و پرنس  ملکه برفی  گشت اما ملکه قلبش از یخ بود و دل پرنس مرا شکست .

 

عشق را از هزار توی نگاهت به تماشا نشستم

حتی برای لحظه ای ابلیس شک در دلم نفوذ نکرد

هرگز دل را به دست رهگذران کوچه دل نسپاردم

تو خود بهتر از من مرا میشناسی!

میدانم نبضم با ضربان قلب تو میزند

میدانم دل سیر عشق تو است

هستی من پیش تو جا مانده

من سفر کرده به دیار تنهایی هستم

با این همه فاصله به اندازه

هفت سرزمین

هفت آسمان

هفت شب

هفت بغض

بدان تو آغاز و پایان این عشقی

اما نه انگار تو برای همیشه رفته ای

حال که دل را یادت رفت برایم جا بگذاری

امانت دار خوبی باش

 

پ.ن:روح خسته من آشفته خاطرتر از آن است  که بتواند دوباره عاشق هست پس حتی کلمه عشق نیز ممنوع با من از عشق نگویید که منزجرم از عشق ............................اما خدایا با این همه نفرت چرا باز.........عاشقشم؟؟؟؟

مینویسم

 از دنیایی که محصور شده پشت این حصارها

از آرزوهای محالی که دیروز به دست باد سپردمشان

از عشقی که هرگز طعم ترشش را زیر دندان قلبم نچشیدم

از خنده هایی که از لب جدا نشده به خلوت کشیده شد

از اشکایی که از چشم سرازیر نشده خشک شد

از مرد رمانتیکی که حتی معنای احساس را نمیدانست

از زندگی که امروز اسیر پنجه سرد تنهایی گشته

از والدینی که فرزندانش غنچه هوس آنهاست نه شعورشان

از دخترکانی که عشق را به قیمت زر میفروشند

از پسرانی که دل را در بازار هوس حراج میکنند

از سوختن کوپن عمر به خاطر خواستنهای نامشروع

از مرگ دل در این دهکده جهانی

   من از باختن مینویسم ...........

نوشته شده در چهارشنبه 1388/01/26ساعت 11:50 قبل از ظهر توسط ღ♥ღ بـــانو ღ♥ღ | |