تبليغاتX
ღ♥ღبانــــو و شازده کوچولوღ♥ღ


ღ♥ღبانــــو و شازده کوچولوღ♥ღ

قلبم سرشار از عشق توست ، اما دستانم به اندازه ی حجم دستان تو خالیست

امشب در کهشکان دل غوغایی به راه است

دورترین ستاره کهشکانم بودی

چگونه توانستی

خورشید عالم افروزم شوی

گیتی دل محض تماشای شکوه عشقمان شده

میگویند ستاره ها هم میمیرند

اما خورشیدم نمیرم

که کهکشانم بی فروغ میگردد

پس شرر بکش زبانه بزن

کهکشانم را روشنی بخش

 

 کهکشان

  

نبض ساعت روی دیوار

تیک تیک

شمارش ثانیه ها

گذر آرام لحظه ها

زندگی تلخ و شیرین

گذشته بد و خوب

تیک تیک 

ساعت از گردش بایست

نگاهی به پشت سر بنداز

چه در ورای خویش گذاشتی

این چنین شتابان آمدی

تیک تیک 

رسیدن دوعقربه  به هم

همه هستی این لحظه را میپرستند

و این بود فلسفه بودن

 ساعت

پ.ن:من خدا رو دارم  اما تو .... هر اذان دستام رو به آسمونه از خدا میخوام حقی رو که تو از من گرفتی حلال نیست شازده و همه حقوقم حرومت باد نفرین زمین و آسمان بر تو

Note:

آسمون اشکاتو بریز   

چشمای من نمیتونه بباره

آسمون غرش کن

من نمیتونم فریاد بزنم

به جای من این سکوت تنهایی را بشکن

دل کوچیکم تنهای تنها شده

زیر بارون به یاد یار گریه میکنم

دل سراچه یک عشق بزرگ است

دلم تنگ است

نوشته شده در سه شنبه 1388/04/30ساعت 6:5 بعد از ظهر توسط ღ♥ღ بـــانو ღ♥ღ | |

 

کابوس است

آنروز که تو از کنارم بروی

در عصری پر از غم

در روزی تعطیل

کرکره قلبم را پایین میکشم

نبضم آرام می میرد

آغوشم در التماس تن تو

تنها خیال تو

و صدای نفس هایت در جوارگوشم

به یادگار می ماند

نرو

بیا و برای همیشه بمان

بیا تا دوباره نبض خاطراتمان بزند

بیا من در سرزمین سرد خویش

محتاج دستان گرمی هستم

 

 

 گل رز

ساقه نیلوفری خواهم شد

دور تنه تو خواهم پیچید

شبانگاهان با تو به اوج خواهم رسید

صبحگاهان موسیقی گیتارت  خواهم بود

نوای عشق را از برایت زمزمه خواهم کرد

بیا که ساقه نیلوفریت در تب و تاب است

گل شب بوی شبهای عشق خواهم شد

و تو خواهی فهمید عشق یعنی جنون

عطر عشق و شمیم خوش یار مرام مست کرد

بیا مستی شبانگاهانم

پ.ن:

۱-بی تو به مرز جنون رسیده ام من تو رو هر روز میخوام 
 
اگه شازده ..............
 
آزادی
 
 
نوشته شده در سه شنبه 1388/04/23ساعت 2:25 بعد از ظهر توسط ღ♥ღ بـــانو ღ♥ღ | |

کلبه بارونی دل هوای با تو بودن کرده چتر دستات و میخوام نفسهای گرمت و نگاه گیرایت را  از من نگیر

 

سیب سرخ حوا

آغاز گناه

شرم  دو  چشم

دیدگان عریان

تلاطم دریای دل

تقاطع دو جسم

و گناه

SY

- ۲-

تنت با تن دیگری عجین شده

نگاهت در نگاه دیگری گره خورده

لمس بودنت را در کنارش حس کردم

لبهایت با لب دیگری آشناست

گرمی دستانت با گرمی دست دیگری همراه شد

نفست  همنفس چشمهای روشن اوست

 ترانه شبهای زنی دیگری هستی

من چون عودی هستم گوشه قلبت

آرام میسوزم و شمیم عشق را نثارت میکنم

من بی تو چه خواهم کرد؟

کاش مال من بودی

 

YYY

 -۳-

سالها پییش بود

نه انگار قرنها قبلتر

ذهن خام تر از گِل 

کوزه کجی ساختم

لب شکسته ترک خورده

کوزه نشت کرد

کوزه گر انگار ناشی بود

یا که افکارش در تلاطم بود

مجازاتش  سالها زجر بودن بود

کوزه گر اما اینبار کوزه را بشکستی

گل عشق را ورزی ده

سفال عشق شکستنی است

این بار عشق رو از خون بساز

خون همیشه تو رگها جاریست

 کوزه گر

 

Note

آزادی

 YYY

 Note: 

بگذار واژه های این دل را در گوشت زمزمه کنم بگذاریکبار در چشمان سیاهم گم شوی بگذار در اعماق قلبم  غوطه ور شوی آنگاه اگر غیر تو کسی بود رگم حیاتم در دستان تو .

 

نوشته شده در پنجشنبه 1388/04/18ساعت 7:26 بعد از ظهر توسط ღ♥ღ بـــانو ღ♥ღ | |