قلبم سرشار از عشق توست ، اما دستانم به اندازه ی حجم دستان تو خالیست
امشب در کهشکان دل غوغایی به راه است دورترین ستاره کهشکانم بودی چگونه توانستی خورشید عالم افروزم شوی گیتی دل محض تماشای شکوه عشقمان شده میگویند ستاره ها هم میمیرند اما خورشیدم نمیرم که کهکشانم بی فروغ میگردد پس شرر بکش زبانه بزن کهکشانم را روشنی بخش نبض ساعت روی دیوار تیک تیک شمارش ثانیه ها گذر آرام لحظه ها زندگی تلخ و شیرین گذشته بد و خوب تیک تیک ساعت از گردش بایست نگاهی به پشت سر بنداز چه در ورای خویش گذاشتی این چنین شتابان آمدی تیک تیک رسیدن دوعقربه به هم همه هستی این لحظه را میپرستند و این بود فلسفه بودن آسمون اشکاتو بریز چشمای من نمیتونه بباره آسمون غرش کن من نمیتونم فریاد بزنم به جای من این سکوت تنهایی را بشکن دل کوچیکم تنهای تنها شده زیر بارون به یاد یار گریه میکنم دل سراچه یک عشق بزرگ است کابوس است آنروز که تو از کنارم بروی در عصری پر از غم در روزی تعطیل کرکره قلبم را پایین میکشم نبضم آرام می میرد آغوشم در التماس تن تو تنها خیال تو و صدای نفس هایت در جوارگوشم به یادگار می ماند نرو بیا و برای همیشه بمان بیا تا دوباره نبض خاطراتمان بزند بیا من در سرزمین سرد خویش محتاج دستان گرمی هستم ساقه نیلوفری خواهم شد دور تنه تو خواهم پیچید شبانگاهان با تو به اوج خواهم رسید صبحگاهان موسیقی گیتارت خواهم بود نوای عشق را از برایت زمزمه خواهم کرد بیا که ساقه نیلوفریت در تب و تاب است گل شب بوی شبهای عشق خواهم شد و تو خواهی فهمید عشق یعنی جنون عطر عشق و شمیم خوش یار مرام مست کرد بیا مستی شبانگاهانم پ.ن:
سیب سرخ حوا آغاز گناه شرم دو چشم دیدگان عریان تلاطم دریای دل تقاطع دو جسم و گناه SY تنت با تن دیگری عجین شده نگاهت در نگاه دیگری گره خورده لمس بودنت را در کنارش حس کردم لبهایت با لب دیگری آشناست گرمی دستانت با گرمی دست دیگری همراه شد نفست همنفس چشمهای روشن اوست ترانه شبهای زنی دیگری هستی من چون عودی هستم گوشه قلبت آرام میسوزم و شمیم عشق را نثارت میکنم من بی تو چه خواهم کرد؟ YYY سالها پییش بود نه انگار قرنها قبلتر ذهن خام تر از گِل کوزه کجی ساختم لب شکسته ترک خورده کوزه نشت کرد کوزه گر انگار ناشی بود یا که افکارش در تلاطم بود مجازاتش سالها زجر بودن بود کوزه گر اما اینبار کوزه را بشکستی گل عشق را ورزی ده سفال عشق شکستنی است این بار عشق رو از خون بساز خون همیشه تو رگها جاریست Note آزادی بگذار واژه های این دل را در گوشت زمزمه کنم بگذاریکبار در چشمان سیاهم گم شوی بگذار در اعماق قلبم غوطه ور شوی آنگاه اگر غیر تو کسی بود رگم حیاتم در دستان تو . 


![]()
![]()




