قلبم سرشار از عشق توست ، اما دستانم به اندازه ی حجم دستان تو خالیست
روز رستاخيز بودن من رسید ساعت شني گذر لحظه ها را فریاد میزند پایان در راه است خاطرات ذهن کهنه کهنه شده به دست کهنه فروش میسپارمشان تقویم زندگی را ورق میزنم چند تا برگ بیشتر نمانده کمتر از انگشتان دست منطق بی منطق من ذهن خاموش من خالی از عقل مملو از احساس این متن اشکم رو در آورد مال من نیست اما نوشتم تا شریک اشکام باشید میروم جایز نیست پ.ن: تشکر دوستای غزیزم بابت همه چی ازتون ممنونم چه اونهایی که به من رای دادند و چه اونهایی که ..... دوستای خوب زیادی توی این مدت کم پیدا کردم فکر نمیکردم یه مسابقه باعث بشه با دوستای جدید و خوبی مثل شما آشنا بشم اما همیشه تو هر کاری حکمتی هست ۴ ساله وبلاگ نویسی میکنم و بعد کهکشان دل دیگه حالی برای نوشتن و دلی برای از عشق و زندگی گفتن نداشتم حرفهام خیلی تلخ شده بود اما خوشحالم که هنوز اینجام و مینویسم و دوستانی به خوبی شما دارم فدای همه مهربونیهاتون دیروز تو هفته نامه چلچراف این متن خیلی روم تاثیر گذاشت انتظار خیلی شیرینه و وصال رو شیرینتر میکنه اما نیومدن و انتظار بی خود غاقبتش کوری چشمهای یعقوبه.مصداق من ................. خسته ام اما هنوز نشگستم میمونم مبارزه میکنم فردا مال منه خدا رو داره به من نشون میده دارم روی آیات قران کار میکنم و تفسیر یاد میگیرم امیدوارم چراغ راه زندگیم بشه آماده می شوی نرم نرمک برای حضور برای رسالتی که تنها دستان مهربان تو انتهایش را معلوم می کند تولدی نه شبیه هر تولدی آماده می شوی تا بهانه ی آفرینشم شوی تا خدا بعد تو برگ عبورم دهد بی تابی از آغاز.. بودنی نه شبیه هر بودنی با استقامت قدم می نهی از عرش بر خاک تا همه چیز شروع شود.. تا با طلوع بعدی جای پایت در کنار پایم آرامش باشد. با تو کوچه های بن بست میرسن به کهکشونا!
گرفتاري اين زندگي لعنتي ِ منفور، تو را هم از يادم برد.تو که فراموش شوي انگار ديگر نيستم.انگار حل شده ام در نبودنها.انگار خودم را زودتر به فراموشي سپرده باشم. سلام دوستان امروز اومدم فقط برای یه خواهش من توی مسابقه تاپ بلاگ شرکت کردم دوستان کمی دارم میدونم زیاد نت نمیام زیاد سراغتون نمیتونم به خاطر مشکلات فراوانی که دارم بیام همیشه هم شرمنده دوستانم بودم اما باز ازتون تمنا دارم من و یاری کنید تا حالا تنهام نذاشتید ازتون خواهش میکنم به لینک زیر رفته و به وبلاگم رای بدید همیشه شرمنده مهربونیاتون هستم با تشکر:بانوی قدیس(آیدا)
قول میدم وقتی که نیستی عکستو بقل نگیرم قول میدم روزی هزار بار واسه ی اشکات نمیرم قول میدم وقتی که نیستی پای عشق تو نسوزم قول میدم در انتظارت چشمام رو به در ندوزم می دونی که خیلی خستم ، می دونی دلم گرفته می دونی دوریت عذابه ، می دونی گریم گرفته می دونم برنمی گردی ، می دونم رفتی که رفتی دروغ بود هر چی می گفتی ، میدونم همیشه تو مهربونی واسه این قلب شکسته واسه این حس غریبم که فقط دل به تو بسته بیا برگرد تا که قلبم تو رو از خونه نرونده دیگه از آخر قصه حتی یک لحظه نمونده (مجید خراطها) اینم شازده ماست که الهی نانا فداش بشه هوای گریه دارم بدجوربا دلم بازی میکنه من عاشقم و میخوام عاشق بمونم اما.......... مرا نهراسان مهم این نیست که نیست مهم اینه که همیشه با منه یه چیز مهم :دارم می میرم برات مث.....مث.....مث پ.ن:این دیووانه تا ابد عاشق است کسی اعتراضی داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کمی سعی کن تو هم میتونی قربانی هوس و خواهش آدم ها نشی!!! میخوام ببوسمت :دلم هوای لبهاشو کرده با اینکه تا حالا لمسش نکردم و ندیدمش اما دوستش دارم اينروزها كلي پوست كلفت شدم یه خبر خوب:خدا رو پیدا کردم! انتظار-1- انتظار غریب ترین واژه هاست واژه ای که با آن خو گرفته ام چه سخت است گره زدن ثانیه ها به هم هر صبح با خود میگویی فردا می آید میدانی روزی خواهی آمد منتظر نگاهش می مانی میدانم یک روز صبح می آیی شوق اشکی خواهد شد روی گونه رقص خواهد کرد تنها خواهم گفت دوستت دارم تا ابد با من بمان خواهی امد-2- روزی که تو بیایی در رگهایم نور جاری خواهد شد گل نرگس به گدا خواهم داد بین کودکان سیب پخش خواهم کرد گل خورشید را با عشق گره خواهم زد زن زیبای جذامی را گل سرخی خواهم داد کهکشان دل تک ستاره خواهد شد دب اکبر را بر گردن دخترک گلفروش خواهم انداخت کوچه ها را آب خواهم پاشید شهر خاکستری را رنگ سبزخواهم کرد رنگین کمانی بر آسمان تیره نقش خواهم زد من عشق خواهم کشید آشنا خواهم شد بوسه ای خواهم داد بی قرار تر از همیشه ترس وجودم را فراگرفته واهمه از رو در رویی من از پیوند دو نگاه من از ما شدن در هراسم تیکه تیکه شدم هزار تیکه هر تیکه را در مکانی در زمانی جا گذاشتم قلبم را در آغوش عشقی بزرگ جا گذاشتم و پشیمان نیستم ( `•.¸ :Note: دل نگرانم میسپارمت دست خدا دیروز یه اعتراف کرد یعنی میشه خدااااااااااااااااااااااااااااااااا
ماه فرو ماند از جمال محمد(ص) سرو نروید به اعتدال محمد(ص) قدر فلک را کمال و منزلتی نیست در نظر قدر با کمال محمد(ص) ... سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی عشق محمد بس است و آل محمد(ص) در یک شب مهتابی و صاف پ.ن:حتی عید رو هم کار میکنم ای که دور از منی دوستت دارم
من رفتم
من رفتم و حدیث گفتم
به یک دریای طوفانی
دل ما رفته مهمانی
ِ
به یک دریای طوفانی
باید پارو نزد
وا داد
باید دل رو به دریا داد
خودش می بردت هر جا دلش خواست
به هر جا برد بدون
ساحل همون جاست

%200500_resize.jpg)
با تو بیراهه یه راهه به نشون بی نشونا...!!
اونا که از تو نشونی روی پیشونی ندارن
داغشون رو دلشونه خم به ابرو نمیارن!؟

تولد تولد 
تولدت مبارک 
تولدت مبارک 

نیمه شعبان بر منتظرانش مبارک 








دوست جونام روز آخره میخوام به خاطر شازده کوچولو اول شم تا به مامانی(نانا)افتخار کنه![]()
جلوی اسم وبلاگ بانوی قدیس تیک گذاشته و بعد دکمه voteرا فشار دهید![]()

تولدت مبارک 
![]()

![]()
![]()
![]()
جای ردپا تو من نیستی و بوسه میزنم!!!
اگه حتی تو جوابمو ندی!!!
من بازم با عكس تو حرف میزنم!!!
تسلیت قلب صبورم!!!
دیگه اون دوستت نداره!!!
سهم اون یك عشق تازه!!!
سهم تو طناب داره!!!
بسه اشكاتو نگه دار!!!
غم تو یكی دو تا نیست!!!
پا نذار روی غرورت!!!
جای اون به زیر پا نیست!!!

كه من بارها و هزاران بار
بيشاهد و شناسنامه
از شاديهاي كوچكم جدا شدهام
كه بارها و بارها بينام و نشان
اسناد تنهايي خويش را امضا كردهام
بيجوهر و مركبي
من چيزي براي هراس ندارم
وقتي رد پاهاي تو تا اتاق اضطراب من امتداد مييابد
كسي كه از دلاشوبهي ظلمت ميهراساني
گيسبريدهاي است كه سهمش از عبور فصلها
تنها هاشورهاي درهم و سياه است
زني كه ديروز در گوش چكاوك گفت
من عاشقم


بارون عشقم سقای سرزمین دل مهربونت باشه و قلبم قربانی قربانگاه عشق تو
۞
:،’،::،’،:
:،’،:
:
:
:
:،’،:
:،’،: عشق:،’،:
:،’،:


`•.¸ )
¸.•´
( `•.¸
`•.¸ )
¸.• )´
(.•´
×´¨) (¨`×
¸.•´¸.•´¨) (¨`•.¸`•.¸
(¸.•´ ( * دوست دارم * ) `•.¸)
(¨`•.¸`•.¸ ¸.•´¸.•´¨)
`•.¸)![]()
![]()
در غار تاریک حراء
مردی شروع به گریه کردن کرد
ای خدا ، به من نور و روشنایی را نشان بده
به من بگو چرا خلق شده ام
بعد از مردن به کجا خواهم رفت؟
هدف این زندگی چیست؟
چرا مردم آدمکشی می کنند و دروغ می گویند؟
چگونه می توانم آنان را از فساد و کارهای زشت بازدارم؟
آه ای خدا تو تنها هدایت من هستی![]()
در آن شب مهتابی و مقدس
جبرئیل به حراء آمد
او محمد نبی را محکم در آغوش گرفت
به طوری که او احساس کرد که خواهد مرد
بخوان ای محمد بخوان
به نام پروردگارت
توسط خدا تو برگزیده شده ای
از میان تمامی بشریت
تو بسیار بلند مرتبه بوده ای
همانند ماه در بالای آسمان![]()
او رحمتی بر جهانیان است
گفتار او بسیار نرم و زیبا بود
او مردم را به سوی خدا دعوت می کرد
و آنان را در راه او هدایت می کرد
بشریت در تاریکی و خفقان زندگی می کرد
همه کور بودند
پیام او روشنایی و نور را به ارمغان آورد
برای قلب هایی که هیچ بینشی نداشتند
در مهربانی و رحمت او همچون دریایی است
در حالی که بقیه قطراتی از بارانند![]()
ما بخاطر این اسلام
همواره بدهکار او خواهیم بود
ما زندگی خود را برای او خواهیم داد
و پیام او به همراه ما زنده خواهد ماند
عشق ما نسبت به او هیچ مرزی نمی شناسد
زمانی که نام او ذکر می شود
بلندمرتبه تر از ابرهاست
اشک های ما سرازیر شد
ای خدا برترین درودت را بر مصطفی بفرست







