|
نفرین خدا کــنه که حســرت خوشـی بـه قلبــت بمــونــه یه بی وفــا مثل خودت ریشه هـات و بخشکونــه یکی باشه که هر نفـس آتیـش به جونـــت بــــزنه بهـــت خیانــت بکنـــــه زخـم زبــــونت بــــزنه کاشـــکی اونم بدونـــه که خوبــی بهــت نیــومده این همه خوبی آخـــرش چی به سر مـن اومـــده پشــت سرت هر جا بری نفریــن من بـه راهتـــه به اون چشـــــه دربــدرت به اون دلـه سیــــاهتـه همیـــن قـدم که خواستــــمت از ســــرتم زیــادیه فکر نکنی تو قلب من یه لحـــظه از تــو یـــادیه خیال نــکن به یادتـــم بدون که مُــــردی تــو دلـم خودت می دونی جای عشق نفرتو کاشتی تو دلـم واسه همــــیشه از دلم دیــگه مـی ذارمــت کنـــار تمـومـه بی وفاییــــــات از تــــو بمــون یادگــــار حالا که می ری یه نظرپشت سـرت راهـم بـــبین ببین که تنـــها نمی شم تنـــها تو باختی نازنــــین الهی هر کـی که رسیـــــد پا روی قلبـــت بـــذاره هرچی که با من می کنی یه روز به روزت بیاره آهــای رفیق نیمه راه آی تو که تنهایـــی مـی ری فقط یه نفرین می کنم تـــو اوج غـربــت بــمیری پ.ن:دو سال قبل چند روز مونده به روز مادر کاری که باعث شد تا ابد از تو متنفر بشم سوهان روحم چرا دست از سرم بر نمیداری؟ بالاجبار زندگی میکنم فقط برای شازده تا ابد بدرود نمیدونم کی دوباره برگردم و بنویسم برگشتم به سوهان روحم به خاطر شازده زجر خواهم کشید اما مادرم ........... بدرود
مترسک تو مزرعه اسیری اسیر این زمینی ریشه ات توی خاک . . . آزادی کجایی مترسک اسیره دستاش به التماست نگاهش به انتظارت . . . مترسک چشمات چرا خیس شد دوباره . .
(2) آهای دیووانه با تو هستم تو که غل و زنجیر به دستانت میباشد تو که اسیر دیوارهای سفید تیمارستانی آهای دیووانه خنده ات برای چیست؟ خواندن این ترانه برای کیست؟ پشت حصارها پشت آن میله های سرد فریادت از برای چیست؟ تو محکومی یک محکوم زنجیر ها را پاره کن h (3) پیانو التماست برای چیست دو ر می.......... انگشتام روی دکمه ها میرقصه دو ر می...... این موسیقی رو پایان نیست یه قطعه کلاسیک تا کجا باید رفت انگشتام خسته شد دو ر می..... یه قطعه دیگه ........ باز تکرار این تکرار نا تمام ¯¯¯¯ NOTE:دیشب واسطه فرستادی بعد از سالها شکستن بعد از این همه تنفر نه دیگه راهی برای بازگشت نیست یا برای همیشه برو یا بمیر تو عمرم فقط از تو متنفرم سوهان روحم NOTE:سکون ثانیه ها را دوست دارم سالهاست تنهایی یارم بوده .لبهایم بدون لبهای تو و دستان خالی از دستان تو.میخوام من و تو وجود نداشته باشه.فاصله ها نباشه ما باشیم .فقط مــــا.........زمان رو نگه داریم ذهن من سالهاست در کماست طبیبم کو
|
یه حرف با تو دارم ای دوست
LoadinG 0%██25%████50%████75%████100% Erorr
آرشیوخرداد 1388اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 یاران قدیمی بانوی قدیس
نبض خاطرات
نقش خیال
|