سفید رنگ معصومیت من-۱-
سفید
رنگ لباس عروسی
بله ای گفتم
نه از روی رضإ
حلقه ای زرد
وداع با شادی
سفید
رنگ کفن مادربزرگ
فرشته پیر خانه
آسمانی تر از همیشه
سفید
رنگ معصومیت من
که به دستت سپردم
سفید
رنگی با هزاران معنی
که مرا معنا داد
و مرا بی معنی کرد
برای ن... -۲-
چایی تلخی بریز از برایم
تلختر از زندگی با تو
تلخ تر از گذشته مبهم من
تلخ تلخ
سردرد مزمن من
مسکنی میخواهم
جنون جوانیت
جوانیم را از من گرفت
فریادهایت
سکوت تنهایی مرا شکست
بغض گره کرده در گلو
تو تلخ تر از هر تلخی
ای آغاز تلخی من با تو
بگذار شیرینی عشق را بی تو تجربه کن
بگذار زندگی کنم


لینک ثابت
ساعت 6:49 PM  دل نوشته ღ♥ღبانوی اشکღ♥ღ
|
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا برجاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست
تو یه رویای کوتاهی دعای هر سحر گاهی
شدم خام عشقت چون مرا اینگونه میخواهی
من آن خاموش خاموشم که با شادی نمی جوشم
ندارم هیچ گناهی جز که از تو چشم نمیپوشم
تو غم در شکل آوازی شکوه اوج پروازی
نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی
مرا دیوانه میخواهی ز خود بیگانه میخواهی
مرا دلباخته چون مجنون ز من افسانه میخواهی
شدم بیگانه با هستی ز خود بیخود تر از مستی
نگاهم کن نگاهم کن شدم آنچه میخواستی
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا برجاست ![]()
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست
بکش دل را شهامت کن مرا از غصه راحت کن
شدم انگشت نمای خلق مرا تو درس عبرت کن
بکن حرف مرا باور نیابی از من عاشقتر
نمیترسم من از اقرار گذشت آب از سرم دیگر
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا برجاست ![]()
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست
من ببخش که عاشقتم![]()

لینک ثابت
ساعت 8:22 PM  دل نوشته ღ♥ღبانوی اشکღ♥ღ
|
ممنوع ترین حرفها بر لب
که باید فریاد زد
دیگر جای ترس نیست
سکوت را میشکنم
تولدی دیگر در زمانی دیگر
تولدی با درد
بغضی گره کرده در گلو
چشمان اشک الود
فریاد........
من هستم
خواهم بود
میخواهم زندگی کنم

رویای وصال در سر
خواهد آمد
عشق شعله خواهد کشید
گرم گرم
بوسه ای بر لب
چشمان بسته
شب عشق
گرم گرم
رویای با تو بودن
میخواهمت
میترسم
چشمانم را باز کنم
و تو کنارم نباشی
YYYYYY
حسادت هاتو دوست دارم
اون خنده هاتو دوست دارم
صداقتت رو دوست دارم
دروغاتم من دوست دارم
شیطونی هاتو دوست دارم
یواشکی بهت میگم دوست دارم
YYYYYY
نامه هامو جواب بده
دارم صدات میکنم
حرفهای دل از تو میگه
دارم نگات میکنم
حرف های من بدت اومد
دلت قشنگتو شکست
فقط میگم دوست دارم
تو نفس بودی من هوس
YYYYYY
ببین قلبم باز از تو میگه .صدای قلبو میشنوی؟یواشکی ازتو میگه.باز صدات میکنه
بزار از دلی بنویسم که سر زده اومد از کسی که در قلبم رو آروم زد .به روش باز نکردم .ایستاد و باز در زد محکم و محکمتر .این بارخدا رو واسطه عشقش قرار داد و خدا مهرش رو به دلم انداخت .عاشقش شدم .اما حتی کوچکترین حرفم باعث آزارش میشه و حالا دل آسمونیش از دلم رو برگردونده.یادش نیست قول دادیم قهر هم باشیم حرف میزنیم.درست مثل قهر بچه ها .شیرین معصوم . کوتاه




![]()

Note
گذشته های سرد
سرد تر از زمستان
ماه اسفند
هجوم برف به دهکده
گذشته های تلخ
تلخ تر از چایی بیات
حسادت آفت عشق
کاش گذشته ای نبود
خدایا کمکم کن من ترسم دارم نه از عشق که از رفتنش

لینک ثابت
ساعت 7:56 PM  دل نوشته ღ♥ღبانوی اشکღ♥ღ
|
این منم زنی در آستانه فصلی سرد 
U R MY DAY U R MY NIGHT
U R MY PRAY U R MY LIGHT
EVERY THING IN THIS WORLD FOR ME BEGINS WITH U AND ENDS ON U
SO COME BACK MY ANGEL
PLZ COME BACK TO ME
I NEED U MORE THAN ANYONE ELSE IN THIS WORLD
این منم با قلبی مملو از عشق با چشمانی همیشه گریان با زبانی که همیشه میگویم دوستت دارم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
و کویر چشمات غم کوچ باریدن گرفت ، خوشی در التهاب دستان من زنجیر شد...
در سکوت پر از همهمه بغضی پینه بسته فاصله ای زرد شیون میکرد و حالا.سالهاست برگهای آرامشم خشکیده و در پیله این بیقراری میپوسم...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
و این منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد بی تو و اون نگاه مهربونت در فصل خزان شادی هایم کاش تو با من بودی .کاش سالها قبل با آن نگاه مهربان و با آن قلب مردانه ات آشنا میشدنم .کاش روزی بتوانم دستهایت را در دستانم بگیرم.
این منم با قلبی شکسته در آستانه مرگ .این من زنی از جنس نور تنهای تنها بی کس تر از خود خود.بی لالایی تو در شبها پر از سکوت . مسافر جاده بی انتهای عشقی بی فرجام آوراه کویر ناملایمتها.
![]()















![]()
یکی میگفت خدا با ماست نکنه تو خدای منی..........که همیشه با منی تو اعماق دلم تو تک تک سلولهای توی ذهنم حتی توی رویاهای شبانه ام. ای خالق عشـــــق در قلب من ای آنکه میپرستمت ای آفریدگار عشـــــق در قلب من بیا تا باز ستایشت کنم.
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
ای عشــــق این چه آتشی بود که در قلب من انداختی ای عشــــق میدانی هر روز به تو و این آتشی که در قلبم میباشد لعنت میفرستم .جانم مثل شمعی میسوزد و روزی خاموش خواهد شد خاکسترم را به دست باد خواهید سپرد. اما آنجا به باد بسپارید که معشوقم آنجاست شاید خاکسترم به او برسد با اینکه خود هرگز به او نخواهم رسید.
ای عشق قصد ایمانم نکن از عشـــق پشیمانم نکن مرا عاشق و شیفته مکن رسوای این کوی خراباتم مکن .
کاشکی این مردم دانه های دلشان پیدا بود کاش عمق عشــق رو میفهمیدم کاش عمق عشقم رو میفهمیدی با جمله های تکراریم باز بهت میگم که دوست دارم عاشقانه میرستمت این جمله منه من و ببخش که عاشقتم
تو و من در مکانی نامناسب در زمانی نامناسب عاشق شدیم اما عشــق که منطق سرش نمیشه ولی رو عشــق با همه تلخیهاش دوست دارم عشـــق من عاشقتم و یه روز به وصال خواهیم رسید شهد شیرین وصال رو ما هم خواهید چشید به امید آن روز
![]()

![]()

![]()

بیا ای شراب شبانه ام بیا تا مست تو شوم
من و ببخش که عـــــــاشــقـتم
![]()
بخوای یا نخوای عاشقتم
درست زدم به وسط قلبت





پ.ن:ب..ی ...ش..![]()
![]()
شاید یه روز کنار ساحل تنگ غروب دور از چشم همه محکم بغلت کردم و بوسیدمت
فقط ۱۰ دقیقه کافیه مگه نه؟
لینک ثابت
ساعت 8:25 PM  دل نوشته ღ♥ღبانوی اشکღ♥ღ
|
من زنم
زنی از جنس درد
من مادرم
مادری از جنس غم
محکوم به بودن
محکوم به صبر
محکوم به فداکاری
من کوه نورم
من زنی از جنس نورم
در فصل خزان زندگی
من زنم
اما انسان نیستم
آمده ام برای درد
آمده ام برای غم
من کالای برده داری نوینم
کاش زن نبودم
کاش مادر نبودم
کاش هرگز نبودم
من محکومم به زن بودن
هدیه روز زن درد بود

من زنم ... زنی محبوس... محبوس در تن... محبوس در جسم...محبوس در زندانی به نام بکارت.
من زنم مثل همان زنان ...
همان زنانی که بوجود آورنده مردانند ، همان مردانی که مرا جنس دوم میخوانند... همان مردانی که من
وامثال مرا جنس ضعیف خطاب می کنند.
من زنم مانند همان زنانی که 9 ماه بار سنگینی را با خود حمل میکنند همان باری که بعد از 9 ماه با درد و رنج
به زمین گذاشته می شود همان باری که کسی می شودکه اکنون مرا و امثال مرا تحقیر می کند...من زنم مانند همان زنانی که مردی را به وجود می آورند، راه رفتن را به او می آموزند... حرف زدن را یادش
میدهند... دردش را به جان می خرند و بزرگش می کنند...آری بزرگ می شود و هر جا می رود نام پدر را با خود یدک میکشد... هر پرسشنامه ای که پر می کند نام
پدرش را می پرسند ... حتی زمان مرگ هم نام پدر را بر سنگ قبرش حک میکنند... من زنم... زنی بی نام...
زنی گمشده ... زنی محو گشته... زنی که به وجود آورنده مردی ست که حتی دیه اش نصف همان مرد
است ... مردی که او به وجود آورده...مردی که بر او حق دارد ... زنی که باید نجابت داشته باشد... همان زنی که وفاداری باید به پیشانیش مهر
بخورد و اگر غیر از آن باشد بی عفت خوانده میشود...زنی که آنقدر بی ارزش و تحقیر شده که برای با ارزش
شدنش حتی دست به بی ارزش کردن همجنسانش میزند... زنی که باید توانایی هایش را پنهان کند... زنی
که باید از مرد کمتر خوانده شود... من زنم ... مانند زنان دیگر ... زنان مردانی که حق داشتن 4 زن را بر خود واجب می دانند.... آری ... من زنم...زنی که مانند تو قلب دارد، احساس دارد، عشق دارد، اشک دارد، غرور دارد اما حسرت برابری دارد...
Note
مردان احساسم را به سخره گرفتند و نشانه ضعفم دانستند قدرتشان نشانه خوی حیوانی آنهاست و احساسم نشانه انسانیت من. حال کدامیک برتریم من یا تو؟
.jpg)
ولادت دخت نبی اکرم و عشق علی بر عاشقان مبارک
صد بهار برابري به كوثر نكنند وان باده ي آتشين به ساغر نكنند
عشاق جهان اگر برايند به هم در عشق برابري به مادر نكنند....![]()
*******************************************
عصاره همه مهرباني ها را گرفتند و از آن مادر را ساختند. شكسپير
مادر والاترين شاعر،چيره دست ترين نقاش،تردست ترين آهنگساز و ماهر ترين پيكرتراش است. اوشو
هيچ نغمه اي روح پرور تر و د لنشين تر از كلمه مادر وجود ندارد. جبران خليل جبران
هيچ گلي عطر و رنگ و زيبايي مادر را ندارد. ارنست همينگوي
براي من مادرم با شكوه ترين زني است كه ديده ام. چارلي چاپلين
يك بوسه مادرم مرا نقاش كرد. رافائل
آنگاه كه فرشتگان در آسمانها سر در گوش يكديگر نهاده و نغمه هاي پر شور عشق را سر مي دهند،هرگز نمي توانند كلمه اي آسماني تر از كلمه مادر بيابند. ادگار آلن پو

روز زن نداشتم اما همه روزها روز مادر هست برام چون شازده رو دارم
لینک ثابت
ساعت 8:0 AM  دل نوشته ღ♥ღبانوی اشکღ♥ღ
|

embarrassment.
مادر من فقط یك چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود
She cooked for students & teachers to support the family.
اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت
There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me
یك روز اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره
I was so embarrassed.
How could she do this to me?
خیلی خجالت كشیدم . آخه اون چطور تونست این كار رو بامن بكنه ؟
I ignored her, threw her a hateful look and ran out.
به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه كردم وفورا از اونجا دور شدم
The next day at school one of my classmates said,
"EEEE, your mom only has one eye!"
روز بعد یكی از همكلاسی ها منو مسخره كرد و گفت هووو .. مامان تو فقط یك چشم داره
I wanted to bury myself.
I also wanted my mom to just disappear.
فقط دلم میخواست یك جوری خودم رو گم و گور كنم . كاش زمین دهن وا میكرد و منو ..
كاش مادرم یه جوری گم و گور میشد...
So I confronted her that day and said, " If you're only going to make me a laughing stock, why don't you just die?!!!"
روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال كنی چرا نمی میری ؟
My mom did not respond...
اون هیچ جوابی نداد....
I didn't even stop to think for a second about what I had said, because I was full of anger.
حتی یك لحظه هم راجع به حرفی كه زدم فكر نكردم ، چون خیلی عصبانی بودم .
I was oblivious to her feelings.
احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت
I wanted out of that house, and have nothing to do with her.
دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ كاری با اون نداشته باشم
So I studied real hard, got a chance to go to Singapore to study.
سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم
Then, I got married.
I bought a house of my own.
I had kids of my own.
اونجا ازدواج كردم ، واسه خودم خونه خریدم ، زن و بچه و زندگی...
I was happy with my life, my kids and the comforts
از زندگی ، بچه ها و آسایشی كه داشتم خوشحال بودم
then one day, my mother came to visit me.
تا اینكه یه روز مادرم اومد به دیدن من
She hadn't seen me in years and she didn't even meet her grandchildren.
اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه ها شو
When she stood by the door, my children laughed at her, and I yelled at her for coming over uninvited.
وقتی ایستاده بود دم در بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد كشیدم كه چرا خودش رو
دعوت كرده كه بیاد اینجا ، اونم بی خبر
I screamed at her, "How dare you come to my house and scare my children!"
GET OUT OF HERE! NOW!!!"
سرش داد زدم ": چطور جرات كردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟!"
گم شو از اینجا! همین حالا
And to this, my mother quietly answered, "Oh, I'm so sorry. I may have gotten the wrong address," and she disappeared out of sight.
اون به آرامی جواب داد : " اوه خیلی معذرت میخوام مثل اینكه آدرس رو عوضی
اومدم " و بعد فورا رفت واز نظر ناپدید شد .
One day, a letter regarding a school reunion came to my house in
یك روز یك دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور برای شركت درجشن تجدید دیدار
دانش آموزان مدرسه
So I lied to my wife that I was going on a business trip.
ولی من به همسرم به دروغ گفتم كه به یك سفر كاری میرم .
After the reunion, I went to the old shack just out of curiosity.
بعد از مراسم ، رفتم به اون كلبه قدیمی خودمون ؛ البته فقط از روی كنجكاوی .
My neighbors said that she died.
همسایه ها گفتن كه اون مرده
I did not shed a single tear.
ولی من حتی یك قطره اشك هم نریختم
They handed me a letter that she had wanted me to have.
اونا یك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه به من بدن
"My dearest son,
I think of you all the time. I'm sorry that I came to
ای عزیزترین پسر من ، من همیشه به فكر تو بوده ام ، منو ببخش كه به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم ،
I was so glad when I heard you were coming for the reunion.
خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا
But I may not be able to even get out of bed to see you.
ولی من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بیام تورو ببینم
I'm sorry that I was a constant embarrassment to you when you were growing up.
وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینكه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم
You see........when you were very little, you got into an accident, and lost your eye.
آخه میدونی ... وقتی تو خیلی كوچیك بودی تو یه تصادف یك چشمت رو از
دست دادی
As a mother, I couldn't stand watching you having to grow up with one eye.
به عنوان یك مادر نمی تونستم تحمل كنم و ببینم كه تو داری بزرگ میشی با یك چشم
So I gave you mine.
بنابراین چشم خودم رو دادم به تو
I was so proud of my son who was seeing a whole new world for me, in my place, with that eye.
برای من اقتخار بود كه پسرم میتونست با اون چشم به جای من دنیای جدید رو بطور كامل ببینه
With my love to you,
با همه عشق و علاقه من به تو
Your mother.
مادرت
لینک ثابت
ساعت 7:50 AM  دل نوشته ღ♥ღبانوی اشکღ♥ღ
|

برای تو که همیشه دوستت خواهم داشت
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
التماست نمی کنم
هرگز گمان نمی کردم روزی بی تو ترانه بسرایم
در وادی بی رحم عشق تنهایم بگذاری
من فریاد میزنم برگرد
بیا و نبض لحظه هام را بگیر
مرا به تماشا بنشین
سکوت از فریاد دل سخن میگوید
اگر چشمانم منتظر نگاهت نبود
ساعتی پیش
انتظار ماهها را به بی وفایی گره میزدم
حال هم
به سوسوی شمع قسم میخورم
اشکی از اسمان چشمانت برای این دل کافیست
تا باز در پشت کوههای عشق طلوع کنی
ولی
تو را به هق هق شقایقها قسم
بیا و امشب را
بی نجوای جدایی با من باش
حتی اگر
ژشت ترین لحظه هات با من بودن باشد
کاش میشد
یکبار بی پرده بگویی دوستت دارم
اما
آیا باز دوستت خواهم داشت؟
Note
عشق یعنی خوردن آبنبات

شب سختی بود اما من بردم خدا کمکم کن شب نفرت شب غم شب حرفهای ناگفته
لینک ثابت
ساعت 9:8 AM  دل نوشته ღ♥ღبانوی اشکღ♥ღ
|

